حس قدیمی

خرید بک لینک
یهو توی یه وبلاگ یه کامنت از سال ۹۴ خوندم در مورد اینکه خوابش رو دیده بودم و خیلی خواب خوبی بود ولی چ فایده داش ک فقط خواب بود...یاد تموم وقتایی افتادم ک چقدر دیوانه وار بهش یه حس متفاوت داشتم...از اینکه خوابش رو میدیدم و خودش رو نداشتم خیلی گریه میکردم...

تازه فهمیدم هنوز بهش همون حس رو دارم...فهمیدم اگر الان ک زن داره بهم بگه دوسم داره دیوونه میشم...

و فهمیدم به اونی ک باید این حس رو ندارم.نمیدونم چکار کنم ولی باید قبل از اینکه بقول خودش بریم زیر یه سقف یه فکر حسابی کنم...باید خودم رو بذارم جای اون...وقتی من ناراحت میشم ک اگر اون حسی ک باید رو به کسی غیر از من داره پس حتما اونم ناراحت میشه...سختمه...خدایا کمکم کن.به اونی ک نباید حس دارم و به اونی ک باید نه....خدایا کمک کن کنار بیام با همه ی این چیزها...دیگه عشق بوجود نمیاد بی شک آدم یبار عاشق میشه ولی خدایا کمک کن حسم به اونی ک باید همونی بشه ک باید باشه

شب های تنهایی...

ما را در سایت شب های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 12:14

صفحه بندی