این روزا هی دلم می خواد بیام بنویسم...هی انگار حرف دارم برای نوشتن.ولی ازاونطرفم شنونده ای برای حرفام نمی بینم....یعنی اگر باشه هم اونی نیست که باید باشه...باید یکی باشه که بشنوه و درکت کنه و بگه غصه نخور با هم درستش می کنیم...
عجیب پرم
بعد چند ماه دیشب از اون مدلای ناجور دلم گرفته بود.اونجور که اشکم بند نمی اومد.انگار گریه ی همه ی این چند ماه غصه رو گذاشته بودم واسه دیشب.حتی گریه ی اتفاق جدید رو....
مثل همیشه می نویسم تا برای همیشه ببینی که خدای من خیلی به کمکت نیاز دارم. حتی اگر نگم بهت...مبادا نگاهت رو ازم برداری
نوشته شده در جمعه یکم بهمن ۱۳۹۵ساعت 14:23 توسط سکوت| |
شب های تنهایی...ما را در سایت شب های تنهایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48