ولی دیشب وقتی دیدم دم دستی و تو دست و پا و مسخره و از این حرفام خیلی دلم شکست.وقتی گفت اگر منو آدم ضعیف و کوچیکی فرض کردی ک با نبود آدما فسیل شم و بپوسم ،برو آدمای مثل خودتو پیدا کن.خیلی بیشتر دلم شکست...
تقصیر من چیه که یه آدم مث خودم نمیتونم پیدا کنم ک محبت و عاطفه حالیش باشه که بفهمه چجوری ابراز محبت کنه.
باید یه راهی پیدا کنم...باید بشم مث همه آدمایی که اطرافم هستن...اول که زیادی نباشم واسه کسی ک زیادی کنم و دلشون رو بزنم.دوم که مسخره و تو دست و پا نباشم.سوم که به هیشکی محبت نکنم.اصن یه آدم بی عاطفه و بی محبت بشم.مث خیلی ها محبتم زبونی باشه نه دلی.باید هم رنگ جماعت شم تا رسوا نشم...
چقدر نیست کسی که از جنس خودم باشد و یک من همیشه اینجا درد میکشد...
به لطف آدمای اطرافم یه ملیحه ی دیگه میشم...
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۶ساعت 15:19 توسط سکوت| |
شب های تنهایی...ما را در سایت شب های تنهایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 35